بسم رب الزهـــــــــــــــراء

مـــــــــــــادر سادات

 بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر شما بزرگواران که وقت گذاشتید و قصد دارید مطالب را بخوانید

به خاطر طولانی بودن مطالب عذر خواهی می کنم

مطالب خوب  و مفیدی بودند  به همین دلیل از همشون استفاده کردم

امیدوارم که راضی باشید

سید کیست؟  

 «سید» در اصل به معناى كسى است كه صاحب مجد و عظمت است. و به همین اعتبار،

نسل پیامبر اسلام را سید می گویند.

دشمنان سادات همیشه سعی بر آن داشتند تا سید بودن را کوچک بشمارند وپایمال کنند

ولی به برکت وجود آقا امام زمان سعی آنها بی نتیجه مانده است.

  اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

چطور می‌شود که بعضی افراد سید و بقیه عام هستند؟

  کسانی که نسب آنان به پیامبر و امیرالمؤمنین و عباس (عموی پیامبر) و

به هاشم بن عبد مناف (که جدّ این بزرگواران است) برسند، اصطلاحاً به آنان سیّد می‌گویند.

شخص سیّد یا غیر سیّد از نظر انسانی و از نظر شخصیتی فرقی ندارند. سیادت عنوانی است

 اعتباری. سید با غیر سید هیچ فرقی ندارد.

مسلمانان به جهت احترام به پیامبر، به خویشاوندان او احترام می گذارند و آنان را آقا و

 سیّد می دانند. در فقه احکامی برای آنان هست، از جمله: گرفتن زکات بر آنان جائز نیست

و به جای آن خمس به سادات فقیر پرداخت می‌شود.

  سید بودن از کجا شروع شد، و آیا سادات به جهنم می روند؟

  سیادت از رسول اکرم(ص) شروع شد. سیادت یک نوع شرافت معنوی است که در دودمان پیغمبر

 اسلام(ص) وجود دارد. اساساً این یک موضوع عمومی است که دودمان و فرزندان شریف و برجسته

 به تناسب مقام بزرگ خا ندان آن ها میان تمام اقوام دارای احترام و شخصیت هستند. بنابراین

 احترام و شخصیت "سیادت" در نظر ما برای همان نسبتی است که با بزرگ ترین شخصیت عالم

انسانیت یعنی پیغمبر اسلام(ص) دارند.

کلمه "سید" که در لغت عرب به معنای "آقا" است، روی همین نظر به آن ها اطلاق می شود.

ریشه سیادت همان عظمت پیامبر(ص) و علی(ع) از نظر صفات و روحیات و اعمال است. آن ها

 به خاطر شخصیت والای شان آقا و بزرگ بودند. البته شعاع این سیادت و بزرگی به جدّ اعلای پیامبر

"هاشم" می رسد. فرزندان او نیز از این راه کسب افتخار می کنند.

ناگفته پیدا است که انتساب به پیامبر نمی تواند توجیه کننده کم ترین تخلف باشد و از نظر قوانین

تفاوتی با دیگران ندارند.

نیز اگر در قیامت مستحق عذاب و جهنم باشند،‌ کیفر خواهند دید. قرآن کریم ملاک برتری افراد را تقوا

دانسته و فرمود: "همانا گرامی ترین شما پیش خدا با تقواترین شما است". همچنین از نظر قرآن در

قیامت همة علاقه ها و نسب ها قطع می شود:‌ "هنگامی که در صور دمیده شود، هیچ گونه نسبی

میان آن ها نخواهد بود".

امام زین العابدین(ع) فرمود: "خداوند بهشت را برای کسی آفریده که اطاعت فرمان او کند

نیکوکار باشد، هرچند برده ای از حبشه باشد، و دوزخ را برای کسی آفریده است که نافرمانی

 او کند، هر چند فرزندی از قریش باشد".

از آن جایی که ملاک قرب معنوی،‌ پاکی و شایستگی است،‌ نه حَسَب و نسب، در تاریخ زندگی پیامبر

(ص) و امامان بزرگوار می خوانیم که بعضی از نزدیک ترین افراد منتسب به خود را به خاطر عدم ایمان

 یا انحراف از خط اسلام رسماً طرد کردند و از آن ها تنفر و بیزاری جستند. همان گونه که رسول

خدا(ص) جعفر فرزند امام علی النقی(ع) را "جعفر کذاب" خواند. او مردی نا اهل و عیاش بود و پس از

وفات امام عسکری(ع) به دروغ ادعای امامت نمود و عده‌ای را به گمراهی کشید. مرحوم شیخ عباس

قمی دربارة این شخص گفته: "جعفر مثلش مثل فرزند حضرت نوح پیغمبر است و ملقب به کذّاب است".

  اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

  شجره نامه یعنی چه و راه شناختن سادات چگونه می‌باشد؟

  در فرهنگ واژگانی: شجره نامه، به نسب نامه،‌ نژادنامه، شجرة نسب معنا شده است که فهرست

نام های پدران و نیاکان کسی، به صورت درختی است که نیای اوّلی، اصل و فرزندان به ترتیب شاخه

های آن باشند.

سادات که لقب فرزندان پیغمبر(ص) است و به معنای پیشوا و مهمتر و سرور آمده است،‌ در اصطلاح

عرفی به کسانی که از طرف پدر به حضرت عبدالمطلب بن هاشم، جد رسول خدا(ص) انتساب دارند،

گفته می‌شود.

سیادت شامل فرزندان حضرت علی(ع) می‌شود. بنابراین فرزندان فاطمه زهرا(س) از دو جهت سیادت

دارند:

هر چند سیادت از طریق مادر نیز انتقال می یابد، اما عرفاً به آن سید نمی گویند و بعضی احکام خاص

سادات را ندارند.

برای شناخت سادات در جامعه باید از دانشمندانی که از علم نسب شناسی بهره کافی دارند، کمک

گرفت و راه هایی را که بیان کرده اند،‌ استفاده کرد.

 در پایان پاسخ حضرت آیت الله‌العظمی گلپایگانی(ره) را در این مورد بیان می‌کنیم:

"سیّد به معنی آقا است و از القابی است که در عرف فارسی زبانان و شیعه، کسانی که نسبشان

 به واسطة فاطمة زهرا سیدّه النساء(س) به رسول خدا(ص) منتهی می‌شود و بر سائر علوییین نیز

که به واسطة حضرت عباس یا جناب محمد حنفیّه نسبشان به امیرالمؤمنین(ع) می‌رسد،‌ احتراماً

 گفته می شود، بلکه بر سایر هاشمیین مانند کسانی که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل

می رسد، نیز سیّد می‌گویند

و این یک نوع احترام از منتسبین به رسول خدا(ص) و از خاندان بنی هاشم است،‌ چنان چه شیعه

 و اهل سنّت، سادات (خصوصو علویّیین، بالأخص فاطمییّن) را شرفا می‌گویند و به کسی که از اولاد

حضرت امام حسین (ع) باشد، شریف حسینی گفته می‌شود

 و فرزند سیّده علویّه نیز اگرچه در عرف، سیّد و شریف،‌ نامیده نمی شود، بواسطة‌ مادرش به این

 دودمان شریف و حضرت رسول(س) انتساب دارد و اگر مادرش از اولاد فاطمه‌زهرا(س) باشد، از

فرزندان پیغمبر(ص) محسوب است. بلی فقط کسانی که به وسیلة پدر هاشمی هستند،‌ استحقاق

خمس دارند."

راه شناختن سادات در جامعه بدین گونه است که شجره نامه های معتبری در دست داشته باشند و

 یا این که بین اهل محل و شهر خود به سیادت معروف باشند.

  اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

  شناخت سیادت چگونه است؟  آیا فقط به گفتن می شود اکتفا کرد یا شجره نامه و اسناد دیگر لازم دارد؟

  سیادت عنوانی است برای مردان و زنانی که در طول نسب خویش به هاشم بن عبد مناف

(جدّ رسول اللّه) میرسند. هر کس سلسله نسب او به هاشم بن عبد مناف یا فرزندان او برسد،

 سید محسوب میشود.(1)

به فرزندان هاشم، بنی هاشم میگویند. برخی از اینان به عموهای پیامبر مثل ابوطالب و عباس و

 حمزه میرسند.

بنابراین فرزندان عباس عموی پیامبر که به آنان بنی عباس میگویند، سید محسوب میشوند.فرزندان

ابوطالب به نامهای طالب و عقیل و جعفر طیار و علی(ع) و نسل آنان (تا کنون هر چه هستند)

 سیّدند . پیامبر اسلام از جهت پسرانش (طیب و طاهر و قاسم و ابراهیم) چون در کودکی از دنیا

 رفتند، نسلی ندارد و فقط از طریق حضرت فاطمه زهرا(س) نسلش ادامه پیدا کرد که فرزندان

 حضرت زهرا به نامهای حسن و حسین و زینب و ام کلثوم از طریق پدرشان علی(ع) سید بودند.

تمامی ائمه معصومین و فرزندانشان از طریق علی(ع) به هاشم میرسند و سید هستند. بنابراین

سیادت تنها انتساب به پیامبر نیست، بلکه از جهت انتساب به طالب و علی و عقیل و جعفر (فرزندان

 ابوطالب) و انتساب به عباس و حمزه (عموهای پیامبر(ص)) نیز سیادت حاصل شده و حضرت

 علی(ع) سید بوده است و فرزندان او نیز سیّد هستند.

سید به معنای آقا و اطاعت شده (مطاع)، رئیس و بزرگ آمده است. سیادت عنوانی است اعتباری،

نه تکوینی.

  احکامی برای سادات در فقه آمده، مثلاً گرفتن زکات از غیر سید بر آنان حرام است.(2)

  سادات غالباً از راه پدران و عموها و اجداد، سیادت خود را می دانند یا مردم محلّ زندگی که با

 پدرانشان آشنا هستند، آنان را سید می دانند آنان را سید می دانند یا از راه نسب خود، طبق

 شجره نامه ای که پدران آنان نوشته اند، سیادت شان شناخته می شود.

اگر کسی در جامعه به عنوان سید مطرح باشد یا مردم محل و خاندان او، وی را سیّد بدانند، اثبات

در سیادت او کافی است، ولی اگر کسی ادعای سیادت کرد و نتوان سیادت او را اثبات کرد یا در

 ادعای او شک داشته باشیم، نمی توانیم سهم سادات را که مختصّ سیدها است، به او بدهیم.

بنابراین اگر کسی در محل زندگی خود معروف به سیادات باشد، ولی شجره نامه نداشته باشد،

 می توانیم او را سیّد بدانیم.

  اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

 جد سیدها چه كسانی هستند؟

  1. نسب پیامبر اسلام(ص):

  نسب پیامبر اسلام به این صورت است: حضرت محمد(ص) --> عبدالله --> عبدالمطلب -->

 هاشم --> عبدمناف --> قصى --> كلاب --> مرّه --> كعب -->

لؤىّ --> غالب --> فِهر --> مالك --> نضر --> كَنانه --> خزیمه --> مدركه --> الیاس -->

 مضر --> نزار --> معدّ --> عدنان.

(سیرهى ابن هشام، ج 1، ص 1، نسب قریش نوشته مصعب بن عبدالله بن مصعب زبیرى،

بحار الانوار، ج 15، ص 104

   2. نسل پیامبر:

نسل پیامبر با دخترش حضرت فاطمه(س) ادامه یافت و فرزندان حضرت فاطمه فرزندان پیامب

ر هستند و پیامبر نسبت به اولاد فاطمه زهرا محرم است

بنابراین هر كس كه نسبش به حضرت فاطمه(س) مىرسد، فرزند پیامبر حساب مىشود.

  حضرت امام موسى الكاظم(ع) فرمود: روزى به مجلس هارون الرشید خلیفهى عباسى وارد شدم.

هارون سؤالهایى كرد و من جواب دادم. هارون پرسید شما چگونه مىگویید كه پسر پیامبرید در

حالى كه پیامبر نسل نداشت.

او فقط دختر داشت و نسل انسان از پسر مىماند نه دختر. من در جواب سؤال هارون آیه 84

سورهى انعام را خواندم. خداوند مىفرماید:

و وهبنا له اسحق و یعقوب كلاً هدینا و نوحا هدینا من قبل و من ذریته داود و سلیمان و ایوب و

یوسف و موسى و هارون و كذلك نجزى المحسنین *

  و زكریا و یحیى و عیسى و الیاس كل من الصالحین؛

  ما به ابراهیم اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را هدایت كردیم و نوح را از پیش هدایت

 كرده بودیم و از نژاد او داود، سلیمان، ایوب، یوسف، موسى و هارون را. ما نیكوكاران را چنین

 پاداش مىدهیم. و نیز زكریا یحیى، عیسى و الیاس را كه همگى از صالحان هستند»،

 (المیزان، ج 7، ص 241، )

  به هارون گفتم: اى هارون! پدر عیسى كیست؟ هارون گفت: عیسى پدر ندارد. گفتم: پس

 چطور عیسى از نسل ابراهیم بشمار رفته است؟!

پس بدان كه خداوند عیسى را از طریق مادرش مریم به نسل حضرت ابراهیم ملحق ساخته است.

ما هم از طریق مادرمان حضرت فاطمه زهرا از نسل پیامبر اسلام به حساب مىآییم. (تفسیر صافى،

 ج 1، ص 530 چاپ دوجلدى قدیمى، تفسیر نمونه، ج 5، ص 328 به

 نقل از نور الثقلین، ج 1، ص 743).

در زمان جاهلیت، براى زن ارزشى قائل نبودند و نسب را تنها از طریق پدر مىدانستند

ولى دین اسلام، این دیدگاه را باطل اعلام كرد.

دربارهى اینكه فرزندان دختر انسان، فرزندان انسان است مىتوانید به تفسیر المیزان،

 ج 7، ص 261 تا 265، تفسیر برهان، ج 1، ص 538 چاپ قدیم، تفسیر صافى، ج 1،

 ص 530، تفسیر نمونه، ج 5،

ص 327 و شبهاى پیشاور سلطان الواعظین، ص 103 مراجعه كنید.

    از آنچه گذشت روشن شد كه جدّ همه سادات هاشم یا عبدالمطلب است و همه فرزندان

عبدالمطلب و فرزندان آن فرزندان همه سادات هستند.

پیامبر ما، حضرت على، حضرت زهرا و همهى امامان دوازدهگانه، سید و سالار همهى مؤمنان

 هستند ونسل هاشم از آغاز تا به امروز همه سادات و سرور ما هستند.

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

  آیا كسی كه مادرش سیده است، سید محسوب می شود؟ اصطلاح میر در مورد این گونه افراد چه مفهومی دارد؟

  كسى كه مادرش سیده است، خودش سید محسوب نمىشود ولكن به جهت انتساب به خاندان

پیامبر اكرم(ص) داراى احترام است و احكام سادات بر آن صدق نمىكند.

از جمله مسأله خمس شامل كسانى است كه از طرف پدر منتسب به هاشم مىباشند.

«میر» مخفف امیر است، معمولاً به سادات میر هم اطلاق مىشود و در اول اسامى آنها مىآید مثل

«میرحسن، میرحسین».

این كه بگوییم میر شامل كسانى است كه از طرف مادر سید هستند حرف بىدلیل است هر چند در

 عرف استعمال بشود.

میر به معنی بزرگی است سید هم به معنی بزرگی وآقا است .

  طبق فتوای مراجع هرکس فقط مادرش سیده است ازفرزندان حضرت زهرا محسوب میشود وبه

خاطر انتساب به آن حضرت ازشرافت سیادت بهره مند است ودر شرف نسب آنها شکی نیست

فقط بنابر احتیاط سهم سادات به سید ازناحیه مادر نمیرسد..

مطابق با نظر آیت الله خامنه ای وفاضل لنکرانی و جوادی آملی و مکارم و بهجت و سیستانی و..

اما آنهاییکه از طرف مادر سید هستند میرزا خطاب میشوند..

  پس در بین مردم عرف است بیشتر کسانیکه از طرف پدر سید هستند سید خوانده میشوند تا

در اجرای احکام سادات اختلالی ایجاد نشود .

   اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

احترامی كه به سید باید گذاشت چگونه است و به چه ترتیبی است؟

با توجه به معیار تقوی برای برتری در اسلام فلسفه سیادت و احترام شیعیان به سادات چیست ؟

بحث سیادت به جد دوم پیامبر اكرم (ص ) بر می گردد, چنانچه مرحوم علامه مجلسی ,

(حیاه القلوب, علامه مجلسی, انتشارات سرور؛ ج 2, قم: 1378 ه".ش ). و دیگر بزرگان بیان

فرموده اند جد اعلای

پیامبر اسلام, حضرت ابراهیم خلیل الرحمن می باشد یعنی از حضرت اسماعیل شروع و یكی بعد از

دیگری تا عبد مناف می رسد كه او دو فرزند پسر داشت به نامهای عبد شمس و هاشم و

فرزند هاشم عبدالمطلب و فرزند او عبدالله , پدر پیامبر گرامی می باشد, از هاشم فرزندی همچون

(عبدالمطلب پاكدامن ) به وجود آمد.

فرزندان او به بنی هاشم معروف هستند؛ و احترام و اكرام سادات از بنی هاشم مطابق آیات و روایات

معتبر اسلامی بر هر مسلمانی واجب می باشد. - با بررسی آیات قرآن تمامی پیامبران كه در زمینه

 اجر و مزد رسالت و زحمات در این راه را سخن گفته اند این تعبیر را دارند كه ما از هیچ كس اجر و مزدی

 نمی طلبیم بلكه اجر ما تنها بر خداوند بزرگ است «, (سوره ی شعرائ, آیات : 109, 127, 145, 164 و

180 - سوره هود آیات 29 و 51 و سوره دیگر قرآن ), ولی درباره ی پیامبر اكرم(ص)

 سه تعبیر در قرآن آمده است

1. بگو ای رسول ما, هیچ اجری از شما نمی طلبیم بلكه اجر و مزد رسالت من بر خداست (سوره سباء, آیه 47).

2. از شما مردم اجری نمی طلبم مگر كسی كه بخواهد راهی به سوی پروردگارش بیابد (فرقان , آیه 57).

3. بگو: از شما اجری نمی طلبیم مگر رعایت و محبت كردن شما نسبت به خویشان و اقربایم را. كه پیامبر اكرم(ص)

بدستور خود خداوند اجر و مزد رسالتش را دوستی و احترام و محبت

به خویشان و ذریه اش قرار داده است .

البته جمع این 3 آیه كه در یكی مزد نطلبیده و در آیه ای دیگر طلبیده , چنین است كه اگر

 پیامبر(ص) محبت ذریه اش را خواسته, سود اصلی اش به خود مسلمانان بر می گردد زیرا

 محبت و احترام عامل مؤثری است برای پیروی كردن , همانگونه كه در سوره ی آل عمران

, آیه 31, آمده است: ‹‹قل ان كنتم

تحبون الله فاتبعونی یحببكم الله ...; اگر شما به خدا محبت دارید پس باید مرا اطاعت كنید

كه خدا شما را دوست می دارد...››.

پیامبر اطاعت خود را از مردم می طلبد می فرماید چرا كه من مبلغ فرمان او هستم , یعنی اگر ما

مسلمانان به محبت سادات امر شده ایم این دستوری است از جانب خداوند و با محبت , به خدا

نزدیك تر شده ایم و سودش به جیب خودمان رفته است و اصولا" پیوند محبت با كسی ,

 انسان را به سوی محبوب و خواسته های او می كشاند و هر چه رشته ی محبت قوی تر

 باشد این جاذبه قوی تر است , مخصوصا" محبتی كه انگیزه ی آن كمال محبوب است ,

احساس این كمال سبب می شود كه

انسان سعی كند خود را به آن مبدئ كمال و اجرای خواسته های او نزدیك تر گرداند

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

چرا سادات از رنگ سبز استفاده میکنند ؟

  در مورد استفاده سادات، از رنگ سبز، روایتی را پیدا نکردیم که پیامبر اکرم(ص)

و یا یکی از ائمه معصومین(علیهم السلام)، بدان سفارش نموده باشند و

یا خودشان به شکل مستمر از آن استفاده کرده باشند.

  ولی میتوان برای این شعار قرائنی را پیدا نمود. مانند:

  الف - یکی از سه پرچم پیامبر(ص) به رنگ سبز بوده است.

  اسدالغابة فی معرفة الصحابه

    ب - سیوطی به روایتی اشاره دارد که حضرت پیامبر(ص) لباس سبز پوشیده است.

طراز المذهب مفظری. 57

  ج - قرآن رنگ لباس بهشتیان را سبز میداند «و یلتبسون شیابا خضرا من سندس و استبرق»

کهف 31.

   

د - در عرف جامعه، رنگ سبز مظهر تقدس و معنویت و رنگ بهار است و هیچ طائفه به قداست

خاندان پیامبر(ص) نمیرسد.

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

 چرا سادات از عمامه سیاه استفاده میکنند؟

از نظر جامعه شناسان این مسأله کاملاً طبیعی میباشد؛

زیرا بسیاری از اقوام و گروههای بشری حتی در جهان متمدن امروز نیز،

علائم و نشانههایی دارند، که از آن طریق همدیگر را شناسائی نموده و ارتباط برقرار مینمایند.

مانند: لباسهای بلوچی، لباسهای کردی، لباسهای عربی، عمامه و

سادات نیز بخاطر جریانهای تاریخی و انگیزههای مذهبی و اجتماعی و...

از شعارها و علائم خاصی پیروی میکردند.

جالب اینجا است، علائمی را که سادات انتخاب کردند، مربوط به سر و گردن میشود

و با هر لباسی سازگاری دارد، و مانند لباس نیست که به مرور زمان تغییر شکل داده

و لباس این شهر با شهر دیگری تفاوت داشته باشد.

از نظر دینی، استفاده سادات از عمامه سیاه، تأسی و پیروی از جد بزرگوارشان

حضرت رسول اکرم(ص) میباشد.

  اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

آیا گرفتن صدقه بر كسى كه مادر او سیّده است، حرام است؟

پاسخ : كسى كه مادرش سیّده است، ولى پدر او از سادات نیست، گرفتن

 زكات و صدقه

واجب و مستحب بر او حرام نیست.

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

 - در مفهوم خمس مسئله ای به نام سهم سادات وجود دارد یعنی چه ؟

  خمس از دارایی و سرمایه هر کسی است که در یک سال شمسی یا هجری

(سال خمسی) اضافه آمده است که بعد از محاسبه آن به دو قسمت تقسیم می شود

 و یک قسمت از آن سهم امام

است (مرجع تقلید یا کسی که از جانب او اجازه این کار را دارد در موارد معین هزینه می شود )

 و قسمت دیگر سهم سادات است .

 

- آیا سادات نسبت به سایر شیعیان می توانند

 با ائمه معصومین بیشترو بهتر ارتباط گیری کنند 

 

بله به این دلیل که آنها از لحاظ خونی و باطنی به ائمه معصومین

 نزدیک ترند و به نظر من حتی قلباً هم می توانند با ایشان ارتباط داشته باشند .

 

چرا صدقه به سادات نمی رسد ؟

 

 چون خمس به سادات می رسد و خمس همانند ارث تعلق به سادات دارد و

 کسی که مال پدر یا همان ارث را دارد از نظر مالی فقیر نیست و صدقه به او نمی رسد

 ولی صدقه به افراد فقیر جامعه می رسد . اگر در جامعه سادات فقیر وجود دارد به علت

پرداخت نکردن خمس کسانی است که خمس را پرداخت نمی کنند .

(پیامبر فرموده خمس یعنی از مال و دارایی هر کس از آن مال سادات است

و برای آنها حلال است )

سید بودن ملاک برتری وفخر فروشی نیست

   داستان صد و دوم از کتاب داستان راستان شهید مطهری

در زمانى كه على بن موسى الرضا علیه السلام از طرف مأمون به خراسان احضار شده و

 اجبارا با شرائط خاصى ولایت عهد مأمون را پذیرفته بود، «زید النار» برادر امام نیز در

خراسان بود. زید به واسطة دائیهاى كه داشت و انقلابى كه در مدینه بر پا كرده بود،

مورد خشم و غضب مأمون قرار گرفته بود؛ اما مأمون كه آن ایام سیاستش اقتضاء

مىكرد كه حرمت و حشمت امام رض اعلیه السلام را حفظ كند، به خاطر امام از قتل یا حبس

برادرش زید صرف نظر كرد.روزى در یك مجلس عام، عدة زیادى

شركت داشتند و امام رضا علیه السلام براى آنها صحبت مىكرد. از آن سو زید، عدهاى از

 اهل مجلس را متوجه خود كرده بود و براى آنها در فضیلت سادات و اولاد پیغمبر

 و این كه آنان وضع استثنائى دارند،

 داد سخن می داد و مرتب می گفت: «ما خانواده چنین، ما خانواده چنان». امام

 متوجه گفتار زید شد. ناگهان نگاه تند و فریاد «یا زید!» امام، زید و همة اهل مجلس

را متوجه كرد. فرمود: «اى زید! حرفهاى

 بقالهاى كوفه باورت آمده و مرتب تحویل مردم مىدهى؟ اینها چه چیز است كه

 به مردم مىگویى.

آن كه شنیدهاى خداوند ذریة فاطمه علیها السلام را از آتش جهنم مصون داشته است،

مقصود فرزندان بلافصل فاطمه علیها السلام؛ یعنى حسن و حسین

و دو خواهر ایشان است. اگر مطلب این طور است كه تو می گویى و اولاد

فاطمه علیها السلام وضع استثنائى دارند، و به هر حال

 آنها اهل نجات و سعادتند، پس تو نزد خدا از پدرت موسى بن جعفر گرامی ترى؛

 زیرا او در دنیا امر خدا را اطاعت كرد، قائم اللیل و صائم النهار بود و تو امر خدا را

 عصیان می كنى و به قول تو هر دو،

مثل هم اهل نجات و سعادت هستید؛ پس بُرد با تو است؛

 

زیرا موسى بن جعفر عمل كرد و سعادتمند شد و تو عمل نكرده و رنج نبرده، گنج بردى.

على بن الحسین زین العابدین مىگفت:

«نیكوكار ما اهل بیت پیغمبر دو برابر اجر دارد و بدكار ما دو برابر عذاب ـ همان طور كه قرآن

 دربارة زنان پیغمبر تصریح كرده است ـ زیرا آن كس از خاندان ما كه نیكوكارى مىكند، در

 حقیقت دو كار كرد: یكى این كه مانند دیگران كار نیكى كرده، دیگر این كه حیثیت و احترام

 پیغمبر را حفظ كرده است. آن كس هم كه گناه مىكند، دو گناه مرتكب شده: یكى این كه

مانند دیگران كار بدى كرده، دیگر این كه آبرو و حیثیت پیغمبر را از بین برده است».

 

آن گاه امام رو كرد به «حسن بن موساى وشاء بغدادى» كه از اهل عراق بود و در آن وقت

 در جلسه حضور داشت، و فرمود: «مردم عراق این آیة قرآن را:)انه لیس من اهلك انه عمل

 غیر صالح( چگونه قرائت مىكنند؟»

ـ یا ابن رسول الله! بعضى طبق معمول: )انه عملٌ غیرُ صالح( قرائت مىكنند؛

اما بعضى دیگر كه باور نمىكنند خداوند پسر پیغمبرى را مشمول قهر و غضب خود قرار دهد،

 آیه را )انه عمل غیر صالح ( قرائت مىكنند و مىگویند او در واقع از نسل نوح نبود. خداوند

به او گفت: اى نوح! او از نسل تو نیست.

 اگر از نسل تو مىبود، من به خاطر تو او را نجات مىدادم. امام فرمود: «ابدا این طور نیست.

 او فرزند  حقیقى نوح و از نسل نوح بود. چون بدكار شد و امر خدا را عصیان كرد، پیوند معنویش

 با نوح بریده شد.  به نوح گفته شد این فرزند تو ناصالح است؛ از این رو نمىتواند در ردیف

 صالحان قرار گیرد. موضوع ما خانواده نیز چنین است. اساس كار، پیوند معنوى و صلاح

عمل و اطاعت امر خدا است.   هر كس خدا را اطاعت كند، از ما اهل بیت است؛

 گو این كه هیچ گونه نسبت و رابطه نسلى و

جسمانى با ما نداشته باشد. و هر كس گنهكار باشد از ما نیست؛ گو این كه از اولاد حقیقى

 و صحیح النسب زهرا باشد. همین خود تو كه با ما هیچ گونه نسبتى ندارى،

 اگر نیكوكار و مطیع امر حق باشى

از ما هستى».

 

عنایات حضرت زهرا به سادات

ابن عنین شاعر قرن هفتم، سالی به سوی مکه رهسپار شد، در بین راه بعضی از

سادات منسوب به بنی داود به او دستبرد زدند و همه اموال او را غارت کردند و حتی

 لباسهای تنش را بیرون آورده و چنین زخم بر او وارد نمودند و گریختند. ابن عنین

برای سلطان یمن عزیزبن ایوب نامه شکایت نوشت و از او دادخواهی کرد و برای او قصیده ای

 نوشت که انتقام او را از ساداتی که اموالش را غارت نمود بودند بگیرد. وقتی که ابن عنین

 قصیده و نامه شکایت آمیز را نوشت و برای سلطان یمن

 فرستاد، در عالم رؤ یا دید که در کنار کعبه است و حضرت زهرا علیها السلام مشغول طواف

کعبه می باشد، پیش رفت و سلام کرد، ولی حضرت جواب سلام او را نداد، گریه و زاری کرد

 و به آن حضرت عرض کرد که گناه من چیست که جواب سلام مرا نمی دهی؟

حضرت زهرا علیها السلام در پاسخ ابن

 عنین اشعاری خواند که مضمون آن چین است: حاشا که همه فرزندان فاطمه پست

 و زشت باشند، ولی روزگار با مگر و حیله با ما بدی و ستم کرد، اگر یک نفر از اولاد من بدی

نمود، تو نباید عمدا به همه آنها دشنام بدهی، از کردار خود توبه کن به خاطر

 جدشان مصطفی (صلی الله علیه و آله )

 آنها را گرامی بدار و به آنها توهین مکن، و هر چه از ناحیه آل رسول به تو رسید، پاداش

 آن را در روز قیامت هنگام ملاقات با ما دریافت خواهی کرد. ابن عنین می گوید: در حال گریه و

زاری و ترس از خواب بیدار شدم در حالی که زخمهای بدنم خوب شد ه بود و در آن هنگام

 توبه کردم و اشعاری در

 عذر خواهی نوشتم .رنجها وفریادهای فاطمه س ص25

در روایات اهمیت زیادی بر احترام سادات هست آنان این امتیار

 را از کجا کسب کردند و این امر چه توجیهی دارد؟

 

  یکی از مسایل پذیرفته شده جوامع آن است که انتساب به رهبران و شخصیتها نوعی امتیاز

محسوب می شود؛ از این رو مردم به بستگان شخصیتهای علمی و سیاسی احترام می گذارند.

این از منظر اجتماعی است، نه از منظر الهی.

اگر انتساب به پیامبر اسلام - که گلواژه آفرینش و رهبر جهانیان است - امتیاز به حساب می آید،

از همین منظر اجتماعی است.

وابستگان به خاندانهای نامدار در دید اجتماعی جایگاه ویژهای بهرهمندند.

از آنجا که سادات ذریه پیامبر از فاطمه زهرا(س) بوده و نسل بنی هاشم هستند،

اجتماع برای آنان حساب ویژهای باز می کند.

اگر در روایات آمده است که به سادات احترام نمایید، به جهت پیامبر اسلام(ص) است.

امام رضا(ع) فرمود: "ما خاندان نبوت حقی که بر مردم داریم، به خاطر پیامبر(ص) می باشد".

 

معارف و معاریف، ج 6، ص 149؛ بحارالانوار، ج 31، ص 145 - 146

 

امتیازی که از منظر اجتماعی نصیب سادات می شود، مسئولیت آنان را بیشتر می گرداند.

بنابراین از آنجا که سادات به پیامبر(ص) منتسب هستند، باید مواظب رفتار خود باشند؛

زیرا انجام برخی اعمال از انسانهای معمولی مشکل ایجاد نمیکند،

ولی انجام آن از سوی انسانهای با شخصیت و رهبران دینی منتسب هستند،

مشکل ایجاد می کند.

امام صادق(ع) خطاب به یکی از شیعیان فرمود:

"همانا نیکی از هر کسی نیکو است، ولی از تو نیکوتر است، به خاطر انتساب تو به ما و کار زشت

از هر کسی ناپسند است، ولی از تو ناپسندتر است، به خاطر انتساب تو به ما".

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 17، ص 17 - 18.

 

 

بزنطی می گوید: در خدمت حضرت رضا(ع) نشسته بودم. سخن از سادات به میان آمد، عرض کردم:

 آیا منحرف از خاندان شما و غیر شما یکسانند؟

فرمود: "نیکوکار ما اجرش دو چندان و بدکار ما گناهش دو چندان است".

معارف و معاریف، ج 6، ص 149؛ بحارالانوار، ج 43، ص 230.

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

فرمایشات پیامبر اکرم(ص)

  چنانچه پیامبر اكرم(ص) در روایتی می فرماید: خوبان سادات را بخاطر خدا احترام كنید زیرا هر انسان

خوبی باید مورد احترام قرار گیرد و سادات بد را بخاطر من یعنی منسوب به پیامبر هستند بخاطر پیامبر اكرم

 احترام كنید, (برای توضیح بیشتر به تفسیر نمونه , ج 2, ذیل آیه 31 سوره آل عمران و یا تفسیر در المنثور

سیوطی , ج 6, ص 7 مراجعه كنید).

و این اظهار محبتها یك شعار الهی است كه بگوییم ما مسلمانان برای خدمات پیغمبر و جبران ذره ای از

زحماتش به او ارج نهاده و با این احترام همیشه به یاد او هستیم , و اگر سیدی بد بود كار بدش را دوست

 نمی داریم ولی خودشان را بخاطر انتسابشان به پیغمبر اكرم(ص) دوست می داریم .

بر این امر دلیل فطری نیز دلالت دارد, كسی نقل می كند: دوستی داشتم كه در كودكی پدر و مادرش را از

دست داد از ده به شهر آمد و یك تاجر او را تحت حمایت و تكفل خود قرار داد تا بزرگ شد و از خانواده ای

 برای او دختری را خواستگاری كرد و زندگی خوبی برایش مهیا كرد, از قضا تاجر مرد و ارثی كه به

فرزندش رسیده بود در اثر بی كفایتی او, ضایع شد و فرزندش به گدایی افتاد, روزی در خیابان می رفتم آن

پسر برای گدایی پیش من آمد او را به خانه بردم ماجرا را به خانواده گفتم ایشان گفتند, ما زندگیمان را مدیون

پدر او هستیم و هر چند او خود باعث این فلاكت شده اما بخاطر پدرش باید مورد رسیدگی قرار گیرد, فطرت

هر انسان سلیم النفسی (عاقل و فهمیده ای) می گوید كسی كه به تو كمك كرده و از گمراهی و جهالت به نور

هدایت آشنا كرده است او را و نزدیكان و فرزندانش را و لو به خاطر او, دوست بدار و احترام نما, قضیه

خویشان پیامبر هم چنین است هم او كه ما را به نور قرآن و هدایت و كمال دلالت نمود, خدایش امر كرد كه

 به مسلمانان بگو اجر رسالتم را محبت با خویشانم قرار دادم.

البته اگر كسی كه منسوب به پیامبر(ص) است بد باشد به خود و جدش ظلم می كند ولی ما برخوردمان با او

 چنین باشد كه او را به اشتباهش راهنمایی كنیم ولی از جهت نسبش او را احترام نماییم نه از جهت عملش.

پیامبر(ص) فرموده: سیدی نباید خیال كند به صرف اینكه فرزند پیامبر است برای او كافی است و علت تامه
 
ی قبولی اعمالش باشد بلكه این امتیاز باید او را بیشتر به انجام دستورات جدش وادار نماید; و ما مسلمانان به
 
سبب امر الهی و فرمایشات معصومین , سادات را محبت كرده و احترام می گذاریم آن هم به دو شق و دو
 
 جهت :

1. اگر از مؤمنین هستند: الف. مؤمن محترم است به دستور قرآن و روایات

ب . از ذریه است و قابل احترام.

2. اگر از مؤمنین نیست و بد كرده , فقط به جهت منسوبیت او به پیامبر نه از جهت عمل و كردارش ‹

‹ثم جعلت اجر محمد صلواتك علیه و آله مودتهم فی كتابك فقلت قل لا اسئلكم علیه اجرا" الا الموده فی القربی››؛

 (دعای ندبه مفاتیح الجنان ).

پس با توجه به آیات و روایات ما سادات را احترام می كنیم و اگر از ایشان كسی به خطاكاری و بیراهه رفته

ضمن كراهت داشتن عملش او را متذكر شده و نهی از منكر می نماییم و در عین حال طوری برخورد نمی كنیم

 كه جسارت به نسبش باشد و فقط به سبب فرمایش معصومین (ع ) به او احترام و اكرام می نماییم .

برای استفاده و توضیح بیشتر به این كتابها مراجعه فرمائید: تفسیر المیزان (علامه طباطبایی ), 9, آیه 41,

 انفال تفسیر نمونه , ج 2, آیه 31 آل عمران كتاب فضایل السادات سید محمد اشرف فرزند مرحوم محقق داماد,

 انتشارات شركه المعارف و الاثار 1339 ه".ش قم .

درباره چگونگی احترام نیز با توجه به موارد باید تصمیم گرفت. به طوری كه شأن آنان در جامعه حفظ شود

 و از حالت نیازمندی و حقارت به دور باشند.

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

 آیا از سادات دشمن علی وکافر وجود دارد؟وآیا آنها به جهنم میروند؟

انسان‌ها باید سیر کمال را با اختیار و انتخاب طی‌ّ کنند و دراین موضوع‌، تفاوتی میان انسان‌ها نیست‌; ازاین

رو، سادات هم باید با اختیار مسیر حق را برگزینند و انتساب آنان به پیامبر و امامان‌: دلیل نمی‌شود که همیشه

در راه مستقیم باشند یا اگر مرتکب گناه شدند، عذاب نشوند.

خداوند در مورد فرزند نوح ـ که دعوت پدرش را اجابت نکرد و به او ایمان نیاورد ـ می‌فرماید: "قَال‌َ یَـَنُوح‌ُ إِنَّه‌ُو

 لَیْس‌َ مِن‌ْ أَهْلِکَ إِنَّه‌ُو عَمَل‌ٌ غَیْرُ صَـَـلِح‌ٍ...;(هود،46) فرمود: ای نوح‌، او در حقیقت از کسان تو نیست‌، او ]دارای‌

[ کرداری ناشایسته است‌..."

و در مورد زنان پیامبر اسلام‌می‌فرماید: "یَـَنِسَآءَ النَّبِی‌ِّ مَن یَأْت‌ِ مِنکُن‌َّ بِفَـَحِشَة‌ٍ مُّبَیِّنَة‌ٍ یُضَـَعَف‌ْ لَهَا الْعَذَاب‌ُ ضِعْفَیْن‌ِ

وَکَان‌َ ذَ َلِکَ عَلَی اللَّه‌ِ یَسِیرًا ;(احزاب‌،30) ای همسران پیامبر، هر کس از شما مبادرت به کار زشت آشکاری

کند، عذابش دو چندان خواهد بود، و این بر خدا همواره آسان است‌."

به سادات فاسق و گناهکار به خاطر نسبتی که با پیامبر دارند باید احترام گذاشت ولی از اعمال زشت آن‌ها

بیزاری جست‌، توضیح مطلب فوق این است که‌: نسبت نوعی پیوند است و اشیأ و اشخاص با نسبتها به یکدیگر

 پیوند می‌خورند و نوعی ارتباط و پیوستگی بین آنان ایجاد می‌شود بطوریکه برخی از احکام از یکی به دیگری

 سرایت می‌کند.

وقتی پرده‌ای‌، پردة خانه خدا می‌شود و با آن خانه نسبت پیدا می‌کند حکم "احترام به خانه‌" به پرده نیز سرایت

می‌کند و جسارت به پرده جسارت به خانه محسوب می‌شود. زمینی که مسجد می‌شود و به خدا نسبت پیدا

می‌کند، محترم می‌شود و بایستی شئون آن رعایت شود.

هر شعار و علامتی که منسوب به خدا شود احترام پیدا می‌کند، تا این نسبت باقی است این پیوند باقی است هر

 که به آن‌ها احترام بگذارد به خدا احترام گذاشته است و هر کس احترام نگذارد به خدا احترام نگذاشته است لذا

می‌فرماید: "وَ مَن یُعَظِّم‌ْ شَعَـََّئِرَ اللَّه‌ِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَی الْقُلُوب ; (حج‌، 32) و هر کس شعائر الهی را بزرگ دارد، این

 کار نشانة تقوای دلهاست‌."

پیامبر9 رسول خداست و از احترام ویژه‌ای برخوردار است و سادات هم از این جهت که با رسول خدا نسبت

دارند و احترام ایشان احترام رسول خدا محسوب می‌شود، محترمند و هم از این جهت که یادآور رسول خدا

هستند مردم به آنان احترام می‌گذارند و در این جهت فرقی بین سادات از جهت گناهکار بودن یا نبودن نیست‌.

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم  

نوشته شده در چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 18:18 توسط |


آخرين مطالب
»
»
»
»
» عاجزم از بازگويي آن...
» قصه غصه
» غربت آقا امام زمان
» عيد فطر،عيد خوبان
» اي كاش بوديد تا با شما از دوريتان شكايت كنيم !
» شهيدان را شهيدان مي شناسند

Design By : Pichak